X
تبلیغات
♥ آسمان آبی دلم ♥

♥ آسمان آبی دلم ♥

یه روز خوب میاد ...

Inja dge tatile

Hamaro mibaram too hashie dge ! 

Liaghat nadaran ! 

Faghat dars ! 

Bye !

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت 14:10 توسط فاطمه سادات | 


فریدون مشیری

یاد من باشد فردا دم صبح

جور دیگر باشم

بد نگویم به هوا،  آب ، زمین

مهربان باشم،  با مردم شهر

و فراموش کنم،  هر چه گذشت

خانه ی دل،  بتکانم ازغم

و به دستمالی از جنس گذشت ،

بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل

مشت را باز کنم، تا که دستی گردد

و به لبخندی خوش

دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی

کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید

به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم، در دل

لحظه را در یابم

من به بازار محبت بروم فردا صبح

مهربانی  خودم، عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست

و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی


** واقعا اگه فک کنیم امشب که چشمامونو میبندیم ممکنه ...

ممکنه فردا صبح دیگه باز نشن............

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 ساعت 21:13 توسط فاطمه سادات | 


یه زمانی وقتی دوست و آشنا میگفتن دیگه ادم با معرفت

با وفا پیدا نمیشه قبول نمیکردم...

میگفتم نه بابا...

دور من خییلییی زیاده...

خنده داره !!!! 

هرچی میگردم اون آدمارو پیدا نمیکنم!!!!

کسی میدونه کجان؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ساعت 21:48 توسط فاطمه سادات | 


دلم گرفته...

پر از غمه...

تو خونه همش بهم میگن تو چته ؟ چرا اینجوری شدی ؟

ولی چه جوابی باید بدم ؟ 

کی دردمو میفهمه ؟ 

هیچ کس...

حتی اونی که ادعا میکنه میفهمه...

خیلی جالبه ! هزار جور حرف درد و دل.... 

اصلا انگار نه انگار که شنیده...

نمیدونم چرا اینجوریه؟ّ! 

واقعا اینقد بی اهمیته یا ظاهر سازیه؟!

+ جدی برام سواله ! 

اگه اومدی جواب.بده!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ساعت 22:21 توسط فاطمه سادات | 


نه یکی حالی ازم میپرسه....

نه سراغی ازم میگیره....

خوبه اینجوری بهتر به نبودن عادت میکنم...

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1393 ساعت 9:4 توسط فاطمه سادات | 


مسنجرررر !!!! 

به مسنجراتون سر بزنین خوبه !!! نه ؟!

+ نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393 ساعت 22:57 توسط فاطمه سادات | 


بله ...

دلم میخواهد مانند پرنده ای رها ...

در آسمان ابری پرواز کنم ...

با دلی شاد و رویی خندان ...

بدون وابستگی ها ...

دلم میخواد به هیچ کس وابسته نباشم ...

به هیچ کس فکر نکنم ... 

خودم باشم و خودم !!!

میشه ؟!؟؟!

+ نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393 ساعت 10:8 توسط فاطمه سادات | 


خدایا شکرت !

وقتی روز بدی دارید به این بیاندیشید که کسی روز بدتری داشته است ....

پس شکرگزار داشته هایتان باشید !

+ نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393 ساعت 10:2 توسط فاطمه سادات | 


دل تکونی !

دل تکونی از خونه تکونی واجب تره ...

دلتو بتکون...

از حرفا ، بغضا ، آدما ...

دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال یادش دلتو به درد آورد ...

از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود ...

از نفهمیدن اونایی که همیشه فهمیدیشون ...

دلتو بتکون از کوتاهی های خودت ...

اگه با یه " ببخشید منم مقصر بودم " یکی رو آروم میکنی ، آرومش کن ...

دلتو بتکون ...

یه نفس عمیق بکش ...

سلام بده به بهار ...

به اتفاقای خوب ...


* بیاین توی این سال جدید واقعا همرو ببخشیم ...

کینه ها رو بریزیم دور ...

نامردی بعضیارو نمیشه فراموش کرد ... قبول دارم ...

اونارو واگذار میکنیم به خدا ...

خدا همه ی اتفاقات زندگیمونو دیده ...

اینکه چه جاهایی دلتو شکوندن ...

اینکه بعضی وقتا چقدر نیتت خیر بوده اما چه برداشتایی ازش کردن ...

اینکه بخاطرشون غرورتو نابود کردی اما نفهمیدن ...

غصه هات گریه هات همشونو خدا دیده ...

حتی اینکه چه جاهایی دل شکوندی ...

یا میشه با خدا معامله کرد ...

خدامون خودش گفته که اگه از بنده ی من بگذرین منم از شما میگذرم ...

یه معامله ی پر سود !!

بیاین با یه دل صاف به استقبال بهار زیبا بریم !

بخاطر خودمون !

من همینجا از همه ی اونایی که دلشونو شکوندم معذرت خواهی میکنم ! 

از همشون ! 

و میخوام که من رو هم ببخشن و برام دعا کنن ! 

توی تمام اتفاقاتی توی این سال افتاد منم مقصر بودم ...

کاش بتونم با این حرف کسی رو آروم کنم ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ساعت 15:52 توسط فاطمه سادات | 


سال 92...

رمز خواستین بگین اگه شد میدم !
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 ساعت 21:52 توسط فاطمه سادات | 


آشنایان کهن را خبری از دل تنهایم نیست 

غم دل با که بگویم که کسی یادم نیست....

+ انشاالله برای عید مطلب میذارم و وبو خونه تکونی میکنم! 

همشو میریزم دور ! 

همونجوری که اون ریخت!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ساعت 17:51 توسط فاطمه سادات | 


اینجا دیگه تعطیله 

فقط به علت حفظ خاطرات خذف نمیشه


* دوستان قضاوت نکنین... مقصرم تعیین نکنین... 

تقصیر هیچ کس نیست... 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392 ساعت 20:38 توسط فاطمه سادات | 


خداااا

خداااااا 

خداااااا

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 20:39 توسط فاطمه سادات | 


تبریک

هی فلانی ...

میخواستم بگم زور مردانه میخواد کسی رو اینجوری به زمین گرم زدن 

تبریک میگم ، خیلی مردی ....


*مخاطب خاص !!!

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 12:13 توسط فاطمه سادات | 


اوهوم....

-يه ليوان از تو اون کابينت بردار

+ خب.

- پرتش کن زمين.

+ خب.

- شکست؟

+ آره.

- حالا ازش عذرخواهي کن.

+ ببخشيد ليوان. منظوري نداشتم.

- دوباره درست شد؟

+ نه

- متوجه شدي . . .!!؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 12:7 توسط فاطمه سادات |