خوش گذشت !
21:20 :: شنبه هفتم تیر 1393 :: فاطمه سادات
سلام ! 

اخرین جمعه ی قبل از ماه رمضون مصادف شد با 

اخرین روز آزادی من ! 

منم یه کیک درست کردم و اقوامو کشوندم لواسون !!! 

خداییش چه کیکی بود !! 

30 نفرو سیر کرد !! 

با هم ستایش دیدیم...چقدر مردا مشتاق بودن !! 

خانما اینقدر علاقه نداشتن !! 

بعدشم که والیبال و شام تو ایوون و سیم آنتن و ... 

خدا جوووون !! 

خییلییی خوش گذشت ! 

خداروشکر ! 

امروزم مدرسه خوب بود !



رمان
19:11 :: پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
سلام ! 

چقدر این رمان ها خوبن ...

قشنگ ادمو از تنهایی در میارن ! 

من که اینجوریم ! 

تا دلم میگره رمان میخونم شاد شاد میشم ! 

احساس میکنم یکی داره باهام حرف میزنه درد و دل میکنه...

منم که این کارو خیلی دوس دارم ! 

کلا آروم میشم  ... :-)

 

* راستی خدا جون ممنون که صدامو میشنوی ... 

این روزا خیلی خوب شده...



14:6 :: چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
یعنی یه عده ادم چقدر میتونن ... باشن !!! 

پایین ترین نمرم ورزشه !! 

15 !!!!! اینو نرسیدم پوستر درست کنم وگرنه بهتر میشد !

بعدشم امار ! 16 !!!! 

بعد تو حوزه به مدرسه های دیگه میگفتیم امار... 

همه مات نگاه میکردن !! به همه 20 میدن ! 

اخه .... !! اگه میخواین امار کل مدرستون بهتر باشه 

باید این نمره های مزخرف رو 20 بدین ! 

خدا همه رو شفا بده.... 



خوشحالی یعنی ...
3:49 :: دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
سلام ! 

خوشحالی یعنی تا این موقع صبح بیدار بمونی ! 

و به کار مورد علاقت ینی رمان خوندن بپردازی ! 

و یکی پا به پات بیدار بمونه و هی بگه ... چند صفحه مونده ؟! 

من خوابم نمیادا....فقط میخوام بدونم !!! 

اما ناراحتی یعنی ... 

ساعت 3 نصفه شب یه مهمون ناخوانده برات بیاد ...

ینی یه سوسک بو گندو ... 

خیلی جلوی خودمو گرفتم که جیغ نزنم ... 

انتظارشو داشتم چون صداشو میشنیدم !! 

اما اینا باعث نمیشه قسمت خوب ماجرا فراموش بشه ! 

* چه رمان مزخرفیم بود !!



جدی
14:17 :: شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
سلامتی روزی که رفقام اسممو بیارن و ...

با پشت دست اشکاشونو پاک کنن و بگن : هییییییی.....

کی فکرشو میکرد؟!



یه عالمه فک کردم اسمی به ذهنم نرسید ! نظرتون؟!
11:29 :: جمعه بیست و سوم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
من همانم.....

وقتی می گویم : دیگر به سراغم نیا !

فکر نکن که فراموشت کرده ام ….

یا دیگر دوستت ندارم !

نه ….

من فقط فهمیدم :

وقتی دلت با من نیست ؛

بودنت مشکلی را حل نمی کند ،

تنها دلتنگترم میکند … !

تو مقصری، اگر من دیگر \" منِ سابق \" نیستم

پـس من را به \"مـن\" نبودن محکوم نکن !

من همـانم .. همان آدم مهربون و صبور , پر از محبت ..

یـادت نمی آید؟

من همانـم

حتی اگر این روزها بویِ بی تفاوتی بدهم ...

 


عیدتون مبارک !
22:6 :: پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
مژده اي دل که شب نيمه شعبان آمد
بر تن مرده و بي جان جهان جان آمد
بانگ تکبير نگردرهمه عالم بر پاست
همه گويند مگر جلوه يزدان آمد
اززمين نوربه بالا رود امشب زيرا
نور خورشيد امامت همه تابان آمد
قائم آل محمد (عج)گل گلزار رسول
حجه بن الحسن (عج)آن مظهر ايمان آمد
 
 


پدر مهربان
12:0 :: پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 :: فاطمه سادات

دل تنگت هستم

در حالی که

تصویری از چهره ی زیبایت ندارم 

 

ای همه خوبی 

دلتنگی هایم را

با یادت تسکین میدهم 

 

آیا در میان مردمان 

کسی هست 

که در بزرگی و عظمت 

توان برابری با تو و پدرانت را 

داشته باشد ؟

 

آیا در میان مردمان 

کسی هست که 

از تو نسبت به من آشناتر و 

نزدیک تر باشد ؟

 

آیا در میان مردمان 

کسی هست که 

بیش از تو سزاوار 

دوستی کردن و دوست داشتن باشد ؟

 

دوستت دارم چون ...

وقتی به تو احتیاج دارم رهایم نمیکنی ، 

هر چند که 

خواسته هایت را 

نادیده گرفته باشم . 

تو خیر مرا میخواهی 

هرچند تو را 

بارها رنجانده باشم .

تو زشتی هایم را 

می بخشی . 

به من اجازه میدهی 

حرف هایم را 

بی پروا به تو بگویم .

تو باعث میشوی 

مشتاق فرداها باشم ؟

تو تنها کسی هستی که

وقتی مشکلی دارم 

همه چیز را 

متوجه می شوی .



یا مهدی ...
11:25 :: پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 :: فاطمه سادات

دستم را میگذارم روی قلبم ... نقطه ی پرواز روح 

و یک حس گمشده آهسته شروع میکند به جوانه زدن 

اوج میگیرم و احساس تازگی ، اندیشه های خسته ام را فرا میگیرد ...



6:31 :: دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
وقتی دیدن بعضیا تو خواب کابوس بعضی شباته ...

و خواب رو کاملااا از سرت میپرونه !! 

نمیدونم چرا اونایی که قبلا هم چشم دیدنشونو نداشتم...میان به خوابم؟؟

 



8:44 :: یکشنبه هجدهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
واااای چه خوابی بود ...

یا امام رضا .... 

کاش منو میطلبیدی زودتر ...



16:10 :: چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
از این تکرار ساعتها ...

از این بیهوده بودن ها ...

از این بی تاب ماندن ها ...

از این تردید ها , نیرنگ ها ...

پریشانم !! 

دلم پرواز میخواهد !!



16:4 :: چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
پذیرفتن اینکه اشتباه کرده اید 

نشان دهنده ی این است که اکنون عاقل تر از گذشته تان هستید ...



عشق ...
16:2 :: چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
همیشه هم دنیا بد نیست ! 

گاهی یه نفر 

با نفس هاش ... با نگاهش ... با کلامش ... با وجودش ... با بودنش ...

بهشتی میسازد از این دنیا برایت که دیگر 

بدون او بهشت واقعی را هم نمیخواهی ...

 

 

** ممنون عزیزم بابت همه چیز ...

نظرتم خوندم !



قرار
15:58 :: چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 :: فاطمه سادات
قراره تو و عشق ما این نبود
که دنیامو تنها بزاری بری
بگیری ازم قلب و احساسمو
خودت قلبتو جا بزاری بری

قرار تو و من به رفتن نبود
به اینکه تو اشکای من سر بشی
به اینکه درست پیش چشمای من
تو طوفان بشینی و پرپر بشی